خرید بک لینک
پهنهبندی اولویت زهکشی در سطح منطقه بر مبنای اولویتهای زهکشی تعیین شده، با ترکیب نقشههای پهنهبندی شده برای پارامترهای مؤثر بر زهکشی.
فصل 2
center-465582000مروري بر منابع
۲-1- مروري بر پژوهشهای انجام شدهبا توجه به این نکته که تا کنون مطالعهای که به اولویتبندی زهکشی زیرزمینی بپردازد انجام نشده است، در این قسمت به مطالعات مرتبط با موضوع حاضر، شامل انجام زهکشی زیرزمینی و اثرات آن بر مقدار محصول تولیدی و نیز اولویتبندی و روشهای انجام آن پرداخته خواهد شد.
۲-1-1- پژوهشهاي علمي انجام شده در خارج از كشور- کارتر و کمپ (1994) اثر فواصل مختلف زهکش زیرزمینی شامل 14، 28 و 32 متر بر عملکرد نیشکر را با مقدار آن در اراضی فاقد زهکش مقایسه کردند. بر اساس نتایج این تحقیق، تفاوت معنیداری میان عملکرد سه تیمار زهکشی زیرزمینی وجود نداشت، لیکن مقدار آن در تیمارهای زهکشی به طور قابل توجهی بزرگتر از مقدار متناظر در تیمار بدون زهکشی بود.

– نتایج تحقیق ماتیو و همکاران (2001) در جنوب غرب هند نشان داد که زهکشی زیرزمینی ضمن افزایش عملکرد برنج به مقدار 36/1 تن در هکتار، سبب شد بیشتر پارامترهای رشد گیاه بویژه عملکرد دانه و وزن هزار دانه در تیمارهای زهکشی زیرزمینی به مقدار قابل توجهی بیشتر از مقادیر متناظر در تیمار فاقد زهکشی زیرزمینی گردد.
– ازهر و همکاران (2005) اثر پروژههای زهکشی زیرزمینی بر عملکرد برخی محصولات را در اراضی فاریاب پاکستان بررسی کردند. مقایسه شرایط قبل و بعد از زهکشی نشان داد که در نتیجه زهکشی، عملکرد پنبه، نیشکر، گندم و برنج به ترتیب 80، 94، 67 و 46 درصد افزایش یافت. بر اساس نتایج یک تحقیق مشابه در کشور هند (ریتزما، 2007) به دلیل اجرای سیستم زهکشی در مزرعه، عملکرد برنج 69 درصد، پنبه 64 درصد، نیشکر 54 درصد و گندم 136 درصد افزایش یافت.
– طی تحقیقی ساتیانارایانا و بونسترا (2007) با مقایسه عملکرد برنج قبل و بعد از احداث سیستم زهکشی زیرزمینی در ایالت اندراپرادش هند، دریافتند که زهکش زیرزمینی سبب افزایش قابل توجه عملکرد برنج در کلیه مناطق مورد مطالعه شد. مقدار افزایش محصول در مناطق مختلف، از 30 تا 120 درصد متغیر بود.
۲-1-2- پژوهشهاي علمي انجام شده در داخل كشور- باقری بداغآبادی و همکاران (1386)، با استفاده از تکنیک AHP و اصول زمینآماری، شوری خاک را به منظور کاربری محیطی فضای سبز پهنهبندی نمودهاند. در این مطالعه با استفاده از مدلهای خطی برنامهریزی اولویتبندی، روش وزنی معرفی و با نشان دادن برتری آن نسبت به روش معمول (فائو)، مورد استفاده قرار گرفت. در ادامه با بکارگیری دو روش درونیابی ساده و تخمینگر زمینآماری کریجینگ و با استفاده از نرمافزار ILWIS نقشههای پیوسته پراکنش شوری خاک تهیه شده است.
– الباجی و همکاران (2010) طی مطالعهای روشهای مختلف آبیاری را در منطقه خوزستان مورد مقایسه قرار دادهاند. مبنای مقایسه روشهای مختلف در مطالعه حاضر، ارزیابی پارامتری بوده است. برای بیان نتایج در این مطالعه از روشهای سنجش از دور (RS) و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) بهره گرفته شده است.
– جلالی و همکاران (1390)، در مطالعهای پراکنش مکانی عنصر روی را در شرق استان مازندران مورد بررسی قرار دادهاند. در این مطالعه همبستگی مکانی متغیر روی و بهترین مدل برازش داده شده (مدل گوسی) بوسیله واریوگرام مشخص و دامنه مؤثر برای این متغیر 40 کیلومتر بدست آمد. به منظور تهیه نقشه پراکنش این متغیر، روشهای درونیابی کریجینگ، عکس فاصله وزنی و اسپلاین مورد استفاده واقع شد. به منظور تعیین بهترین روش درونیابی، آمارههای میانگین انحراف خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ریشه میانگین مربعات خطا مورد استفاده واقع شدند.
– موسوی و همکاران (1390)، توزیع مکانی برخی از فلزات سنگین را در خاکهای استان همدان مورد بررسی قرار دادهاند. در این مطالعه از روش کریجینگ معمولی و مدل نمایی برای تهیه پهنهبندی غلظت فلزات آنتیموان، مس و کروم و از روش کریجینگ معمولی و مدل کروی برای پهنهبندی فلز آرسنیک بهره گرفته شده است.
– درزی و همکاران (1) (1391) در بررسی اثر سه نوع سیستم زهکشی زیرزمینی بر عملکرد برنج در اراضی شالیزاری، افزایش قابل توجه عملکرد برنج را در تیمارهای زهکشی زیرزمینی گزارش کردهاند؛ بهبود وضعیت تهویه و تخلیه سریعتر آب اضافی خاک در زمان زهکشی میان فصل به عنوان دلایل افزایش عملکرد، عنوان شده است.
– زاهدیفر و همکاران (1392)، پهنهبندی ویژگیهای شیمیایی کیفیت آبهای زیرزمینی دشت فسا را با استفاده از روشهای زمینآماری مورد مطالعه قرار دادند. در مطالعه انجام شده نتایج بیانگر آن بود که روش کریجینگ معمولی نقطهای روش تخمینی مناسبی بوده است و برای تهیه نقشههای پهنهبندی این روش مورد استفاده قرار گرفت.
– لطفی آرپاچائی و همکاران (1392)، حاصلخیزی خاک دشت اردبیل را برای دو محصول گندم و سیبزمینی مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه ابتدا در محیط ArcGIS9.3، درونیابی با کریجینگ بین نقاط صورت گرفت و نقشه اولیه هر یک از پارامترها شامل فسفر، پتاسیم، نیتروژن، کربن آلی، pH و EC تهیه و گروهبندی شدند. سپس از تکنیک سلسله مراتبی (AHP) برای وزندهی پارامترها استفاده شد. نتایج نشان داد که به ترتیب 62/21 ، 6/3 و 84/74 درصد از منطقه مورد مطالعه در تناسب ضعیف، متوسط و خوب از لحاظ حاصلخیزی خاک جهت کشت گندم بوده است. درحالی که نتایج برای سیبزمینی در مقایسه با گندم بیانگر این مطلب بود که به ترتیب 45/52، 19/7 و 34/40 درصد از منطقه مورد مطالعه در تناسب ضعیف، متوسط و خوب قرار میگرفت. درنهایت نقشه حاصلخیزی خاک برای محصولات مختلف بهعنوان ابزاری برای مدیریت مناسب اراضی و کوددهیها، تهیه شد.

center-31019000
فصل 3
مواد و روشها
۳-1- منطقه مورد مطالعه3-1-1- خصوصیات جغرافیاییمنطقه مورد مطالعه از نظر تقسیمات کشوری در شهرستانهای بابل، قائمشهر، کیاکلا، جویبار، امیرکلا و بابلسر در استان مازندران واقع شده است. این منطقه از شمال به دریای مازندران، از جنوب به سلسله جبال البرز، از شرق به رودخانه سیاهرود و از غرب به رودخانه بابل محدود میشود. به طور کلی منطقه مورد مطالعه در ناحیه عرض جغرافیایی 36 درجه و 15 دقیقه تا 36 درجه و 46 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 35 دقیقه تا 53 درجه شرقی قرار گرفته است. وسعت محدودههای آبخوان انهار 90520 هکتار است (بینام (1)، 1386). شکل 3-1 نشانگر محدوده پروژه شبکه آبیاری و زهکشی البرز میباشد.
محدوده مورد بررسی و نیز موقعیت چاهکهای مشاهدهای مربوط به استخراج اطلاعات این مطالعه، در شکل 3-2 نشان داده شده است. مرز مشخص شده در این شکل مربوط به محدوده آبگیر اراضی کشاورزی میباشد.
3-1-2- هواشناسی و اقلیم منطقهانطباق پارامترهای بارندگی و درجه حرارت ایستگاههای منطقه بر اقلیم نمای آمبرژه نشان میدهد که اقلیم محدوده مطالعاتی در کلاس نیمه مرطوب معتدل قرار دارد (پورمحمد و همکاران، 1390). توزیع بارندگی ماهانه در محدوده مورد مطالعه بر اساس ایستگاههای منطقه طی یک دوره مشترک 30 ساله (1353 تا 1383) برآورد شده و بر این اساس آبان (1/115 میلیمتر) پر باران ترین ماه سال و خرداد (5/19 میلیمتر) خشکترین ماه سال است. دوره اصلی بارندگی از اوایل شهریور شروع شده و تا اوایل فروردین ادامه مییابد. مقایسه درصدهای بارندگی در فصلهای مختلف نشان میدهد که بیشترین بارشها در پاییز و سپس در زمستان نازل میشود. متوسط میزان بارندگی سالانه 778 میلیمتر میباشد (بینام (1)، 1386).
3-1-3- وضعیت کشاورزی در محدوده پروژه البرزبا توجه به شرایط مساعد اقلیمی، کشت برنج، زراعت غالب در منطقه طرح میباشد. بهطوری که اراضی فاریاب منطقه عموماً به کشت برنج اختصاص یافته و کشت سایر نباتات زراعی به واسطه محدودیت منابع آب، در حواشی شمالی و ساحل راست رودخانه تالار انجام میپذیرد. روش مرسوم آبیاری در زراعت شالی از نوع کرتی میباشد. آبیاری تکمیلی برخی باغات مرکبات که در ماههای گرم سال انجام میشود، به شیوه کرتی بوده و در برخی باغات با سطح محدود، آبیاری با استفاده از تانکر آب انجام میشود (پورمحمد و همکاران، 1390).
3-1-4- وضعیت توپوگرافی در محدوده مورد مطالعهبهمنظور بررسی وضعیت توپوگرافی در محدوده مورد مطالعه، نسبت به استخراج نقشه توپوگرافی از مدل رقومی ارتفاعی منطقه اقدام شد. این مدل رقومی ارتفاعی از وبسایت سیستمهای فضایی ژاپن گرفته شد. نقشه استخراج شده در شکل 3-3 نشان داده شده است. همانگونه که در شکل مشخص است، ارتفاع اراضی در محدوده مورد مطالعه از 25- متر از سطح دریای آزاد تا 10 متر از سطح دریای آزاد متغیر است. بیشترین ارتفاع و تغییرات ارتفاعی در قسمت جنوبی محدوده که مشرف به رشتهکوههای البرز میباشد، بوده و کمترین ارتفاع و تغییرات ارتفاعی در حاشیه دریای خزر میباشد. روند کلی تغییرات ارتفاعی در راستای شمال – جنوب میباشد.

شکل 3-1- محدوده جغرافیایی پروژه آبیاری و زهکشی البرز

شکل 3-2- محدوده جغرافیایی منطقه مورد مطالعه در پروژه البرز

شکل 3-3- نقشه تغییرات ارتفاعی (توپوگرافی) در محدوده منطقه مورد مطالعه در پروژه البرز3-2- مشخصههای مورد بررسی در محدوده پروژه البرزبهمنظور اولویتبندی مکانی زهکشی در محدوده پروژه البرز، در پروژه حاضر از دادههای هدایت هیدرولیکی خاک، هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک و فاصله سطح ایستابی از سطح زمین استفاده شده است. این دادهها از شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس گرفته شده است. دادههای مذکور مربوط به 163 نقطه در محدوده آبگیر اراضی در محدوده پروژه البرز میباشند؛ موقعیت مکانی نقطهها در شکل 3-2 آورده شده است. نقاط مشاهدهای به طور متوسط روی شبکه 1 کیلومتر در 1 کیلومتر واقع شده بودند.
3-2-1- هدایت هیدرولیکیبه حجم آبی که در واحد زمان از خاکی با سطح مقطع واحد و با شیب هیدرولیکی واحد عبور کند هدایت هیدرولیکی اشباع خاک گفته میشود. اين پارامتر بيانگر آن است که آب تا چه اندازه ميتواند به راحتي در خاک حرکت کند. هدایت هیدرولیک افقی یکی از مهمترین مشخصههای هیدرودینامیکی خاک است که در محاسبه فواصل زهکشهای زیرزمینی مورد نیاز بوده و در مطالعات زهکشی مورد توجه قرار میگیرد. در سال 1856 دارسي شدت جريان آب در داخل خاک را به صورت رابطه 3-1 بیان کرد؛ این رابطه که به قانون دارسي معروف ميباشد، شدت جريان را نسبت به هدايت آبي و نيروي موجود حرکت آب در خاک نشان ميدهد.
3-1 Q=-KiAQ = دبی عبور یافته از نمونه (متر مکعب بر ثانیه) [L2.T-1]
K = هدایت هیدرولیکی (متر بر ثانیه) [L.T-1]
i = شیب هیدرولیکی [L.L-1]
A = سطح مقطع نمونه (متر مربع) [L2]
3-2-1-1- اندازهگیری هدایت هیدرولیک خاکتعیین این پارامتر به دو روش آزمایشگاهی و صحرایی امکانپذیر است. روش آزمایشگاهی معمولاً نتایج قابل قبولی را ارایه نمیدهد. زیرا برداشت نمونههای دست نخورده واقعی بسیار دشوار بوده و در تهیه و حمل این نمونهها دقت کافی به عمل نمیآید. از سوی دیگر با توجه به کوچکی حجم نمونهها و وجود ناهمگنی مختصری در آن موجب تغییراتی شدید در نتایج شده و نمیتواند معرف منطقه قرار گیرد.
در روشهای صحرایی، موقعیت سطح ایستابی و عمق مورد نظر برای اندازهگیری هدایت هیدرولیک خاک عامل مهمی در تعیین روش آزمایشگاهی به شمار میرود. چنانچه سطح ایستابی بالا باشد (در هنگام مطالعه مشکل زهکشی وجود داشته باشد) از روش چاهک و به کارگیری رابطه ارنست برای اندازهگیری هدایت هیدرولیک خاک استفاده میشود. در شرایطی که مشکلاتی از نظر زهکشی وجود نداشته اما امکان بروز حالات ماندابی در آینده وجود داشته باشد و یا به عبارتی برخورد به آب در حدود 3 متری یا بیشتر از سطح زمین باشد از روش چاهک معکوس و به کارگیری رابطه پورشه استفاده خواهد شد.
3-2-1-1-1- اندازهگیری هدایت هیدرولیک خاک به روش چاهکهدف از انجام آزمایش تعیین هدایت هیدرولیک خاک به روش چاهک، تعیین این پارامتر در زیر سطح ایستابی در محل است. در مناطقی که سطح آب بالا و در زمان مطالعه دارای مشکل زهکشی باشد این روش به عنوان متداولترین و قابل اعتماد ترین روش اندازهگیری مورد توجه قرار میگیرد. شکل 3-4 ابعاد و پارامترهای اندازهگیری در روش چاهک را نشان میدهد.
در این روش ابتدا چاهک آزمایش به وسیله مته دستی حفر میشود. عمق چاهک به اندازهای انتخاب میشود که با توجه به ارتفاع ستون آب، امکان برداشت و تخلیه آب به مقدار لازم میسر باشد. این عمق در خاکهای سنگین با میزان آبگذری کم، بیشتر و در خاکهای سبک با آبگذری زیاد، کمتر است. در شرایط متعارف حداقل ارتفاع ستون آب درون چاهک حدودد 6/0 متر است. در مرحله بعد آب از داخل چاهک تخلیه میشود. باید توجه داشت که در عمل تخلیه آب درون چاهک، آبکشی به نحوی صورت گیرد که همواره 10 الی 15 سانتیمتر آب در کف چاهک باقی بماند تا در اثر برخورد با آبکش تغییری ایجاد نگردد. سنجش میزان بالا آمدن سطح آب در چاهک توسط شناور متصل به ریسمان و از طریق حرکت آن بر روی کاغذ میلیمتری، بلافاصله پس از آبکشی از چاه صورت میپذیرد و در زمانهای ثابت میزان صعود سطح آب اندازهگیری و یادداشت میشود. به طور کلی در خاکهای با بافت سبکتر، فواصل قرائتها کمتر و در خاکهای با بافت سنگین این فواصل بیشتر است. اندازهگیری باید قبل از آن که 25 درصد مقدار آب تخلیه شده از چاهک مجدداً جبران شود، خاتمه یابد.
center16573500
شکل 3-4- ابعاد و پارامترهای اندازهگیری در روش چاهک
در محاسبه هدایت هیدرولیک خاک به روش چاهک از رابطه 3-2 و جدول 3-1 استفاده میشود که در آن پارامترهای مورد نیاز برای محاسبه هدایت هیدرولیکی موجود است.
3-2K=C∆h∆tK: ضریب هدایت هیدرولیکی m.day-1
∆h∆t: سرعت بالا آمدن آب در چاهک cm.sec-1
C: ضریب (بی بعد) مربوط به شکل و ابعاد چاهک، فاصله کف چاهک تا لایه نفوذ ناپذیر و ارتفاع آب در چاهک
در روش چاهک لایهای به عنوان لایه نفوذ ناپذیر در نظر گرفته میشود که اولاً حداقل ضخامت آن 1 تا 2 متر باشد و در ثانی هدایت هیدرولیکی آن حداقل 1/0 هدایت هیدرولیکی در لایه بالایی باشد.

جدول 3-1- مقادیر C برای استفاده از روش چاهک (باست و کرکهام، 1971)H/r h/H** S/H برای لایه نفوذناپذیر
0 05/0 1/0 2/0 5/0 1 2 5 ∞1 1 447 423 404 375 323 286 264 255 254
75/0 469 450 434 408 360 324 303 292 291
5/0 555 537 522 497 449 411 386 380 379
2 1 186 176 167 154 134 123 118 116 115
75/0 196 187 180 168 149 138 133 131 131
5/0 234 225 218 207 188 175 169 167 167
5 1 9/51 6/48 2/46 8/42 7/38 9/36 1/36 8/35
75/0 8/54 0/52 9/49 8/46 8/42 0/41 2/40 0/40
5/0 1/66 4/63 3/61 1/58 9/53 9/51 0/51 7/50
10 1 1/18 9/16 1/16 1/15 1/14 6/13 4/13 4/13
75/0 1/19 1/18 4/17 5/16 5/15 0/15 8/14 8/14
5/0 3/23 3/22 5/21 6/20 5/19 0/19 8/18 7/18
20 1 91/5 53/5 30/5 06/5 81/4 70/4 66/4 64/4
75/0 27/6 94/5 73/5 50/5 25/5 15/5 10/5 08/5
5/0 67/7 34/7 12/7 88/6 60/6 48/6 43/6 41/6
50 1 25/1 18/1 14/1 11/1 07/1 05/1 04/1
75/0 33/1 27/1 23/1 20/1 16/1 14/1 13/1
5/0 64/1 57/1 54/1 50/1 46/1 44/1 43/1
100 1 37/0 35/0 34/0 34/0 33/0 32/0 32/0
75/0 40/0 38/0 37/0 36/0 35/0 35/0 35/0
5/0 49/0 47/0 46/0 45/0 44/0 44/0 44/0
** h مقدار متوسط ارتفاع در طی دوره اندازهگیری است.
3-2-1-1-2- اندازهگیری هدایت هیدرولیک خاک به روش چاهک معکوسهدف از انجام آزمایش تعیین هدایت هیدرولیک به روش چاهک معکوس (روش پورشه)، بدست آوردن این پارامتر در بالای سطح ایستابی در محل است.
در این روش همانند روش مستقیم چاهکی به عمق حدود 3 متر و قطر 10 – 7 سانتیمتر حفر میشود و در صورتی که جداره چاهک از لایههای خاک ریزشی تشکیل شده باشد نسبت به خارج نمودن خاکهای ریزش شده و قرار دادن لوله مشبک پلی اتیلن به منظور تثبیت جداره چاهک و انجام آزمایش اقدام میشود. پس از این مرحله خاک اطراف چاهک با ریختن مداوم آب به درون چاهک به حد اشباع رسانده میشود. سپس به عمق حدود 2 – 1 متر آب درون چاهک ریخته میشود و بلافاصله تغییرات و افت سطح آب درون چاهک اندازهگیری میشود.
اندازهگیریها با فواصل زمانی یک یا دو دقیقه و طول زمانی 30 الی 40 دقیقه با توجه به سرعت نفوذپذیری انجام میشود. فرمولی که برای محاسبه هدایت هیدرولیکی خاک به روش چاهک معکوس به کار میرود به صورت زیر است.
3-3 K=1.15×r[logh0+r2-logu2061(h+r2)]t-t0K: هدایت هیدرولیکی بر حسب سانتیمتر بر ثانیه
r: شعاع چاهک بر حسب سانتیمتر
t: زمان از شروع اندازهگیری افت سطح آب بر حسب ثانیه
h0: ارتفاع ستون آب در چاهک در زمان t0 شروع اندازهگیری بر حسب سانتیمتر
h: ارتفاع ستون آب در چاهک در زمان t بر حسب سانتیمتر که مقدار آن از رابطه h=D-H قابل محاسبه است.
D: عمق چاهک از سطح زمین (یا نسبت به سطح مبنا)
H: عمق آب در لحظه t از سطح زمین (یا سطح مبنا)
وقتی مقدار H و t در چند نوبت متوالی اندازهگیری شود با استفاده از آنها میتوان مقدار K را محاسبه نمود. بدین منظور با استفاده از کاغذ نیمه لگاریتمی نقاط نظیر مقادیر (h + r/2) روی محور قائم (لگاریتمی) و مقادیر t روی محور افقی (غیر لگاریتمی) پیاده میشود. در شرایطی که خاک اشباع شده باشد نقاط مزبور یک خط راست را نشان خواهد داد که شیب آن (tanα) از رابطه 4-3 به دست میآید.
3-4 tanα=h0+r2-logu2061(h+r2)t-t0مقدار K را از روابط 5-3 و 6-3 نیز به دست آورد.
3-5) K=0.0115*r*tanα m/sec3-6) K=993.6*r*tanα m/day
شکل 3-5- ابعاد و پارامترهای اندازهگیری در روش چاهک معکوسدر مطالعه حاضر، اندازهگیری هدایت هیدرولیک در در 157 نقطه به روش چاهک (Ernst) و در 6 ایستگاه به روش پورشه انجام شده است. موقعیت مکانی نقاط مربوط به اندازهگیری هدایت هیدرولیکی به روشهای ارنست و پورشه در شکل 3-6 ارایه شده است.

شکل 3-6- موقعیت مکانی نقاط مربوط به اندازهگیری هدایت هیدرولیکی به روشهای ارنست و پورشه3-2-1-2- پهنهبندی هدایت هیدرولیکیبرای پهنهبندی هدایت هیدرولیکی خاک، از دادههای مربوط به 163 نقطه اندازهگیری این مشخصه استفاده شده است. در گام اول نسبت به بررسی نرمال بودن توزیع مقادیر اندازهگیری شده اقدام شد. برای این کار از نرمافزار IBM SPSS Statistics 20 استفاده شد. در این قسمت با استفاده از آزمون کولموگوروف – اسمیرونوف (K-S) نرمال بودن توزیع دادهها بررسی شد. نتایج حاصل از بررسی ابتدایی چگونگی توزیع با استفاده از این آزمون در جدول 3-2 ارایه شده است. همانگونه که مشاهده میشود مقدار مشخصه معنیداری در این جدول کوچکتر از 05/0 شده است. این مقدار بیانگر عدم پیروی دادهها از توزیع نرمال است و برای ادامه باید به طریقی نسبت به نرمال نمودن دادهها برای میانیابی اقدام نمود.
جدول 3-2- نتایج بررسی نرمال بودن دادههای هدایت هیدرولیکی خاک با آزمون کولموگوروف– اسمیرونوف در نرمافزار SPSSتعداد 163
میانگین 024/3
انحراف معیار 905/2
مشخصه معنیداری* (P-Value) 001/0
*مشخصه معنیداری بزرگتر از 05/0 بیانگر تبعیت دادهها از توزیع نرمال است.
با توجه به عدم تبعیت دادههای اولیه از توزیع نرمال، تبدیل لگاریتمی روی دادهها اعمال شد؛ پس از اعمال تبدیل لگاریتمی، مجدداً نرمال بودن دادهها بررسی شد که در این مرحله دادهها از توزیع نرمال تبعیت نمودند.
رابطه استفاده شده برای نرمال کردن دادههای هدایت هیدرولیکی به صورت رابطه 3-7 میباشد.
3-7 K(N)=Ln(K+5)
نتایج حاصل از بررسی دادههای تبدیل شده بر مبنای آزمون کولموگوروف – اسمیرونوف در جدول 3-3 ارایه شده است. همانگونه که مشاهده میشود در جدول مذکور مقدار مشخصه معنیداری برابر با 102/0 میباشد که نشانگر این مطلب است که دادهها از توزیع نرمال تبعیت میکنند.
جدول 3-3- نتایج بررسی نرمال بودن دادههای هدایت هیدرولیکی خاک تبدیل یافته با آزمون کولموگوروف– اسمیرونوف در نرمافزار SPSSتعداد 163
میانگین 028/2
انحراف معیار 320/0
مشخصه معنیداری* (P-Value) 102/0
*مشخصه معنیداری بزرگتر از 05/0 بیانگر تبعیت دادهها از توزیع نرمال است.
در ادامه با تحقیق ساختار فضایی هدایت هیدرولیکی با استفاده از آنالیزهای زمینآماری، نقشه هدایت هیدرولیکی خاک در محدوده مورد مطالعه استخراج شد. در این مرحله از ابزار آنالیز زمینآماری در محیط نرم افزار GIS استفاده شده است. تکنیک مورد استفاده برای میانیابی و به دست آوردن نقشه خطوط همتراز برای مقادیر هدایت هیدرولیکی نرمال شده، روش کریجینگ معمولی بود.
3-2-1-2-1- روش و معیارهای ارزیابی روش میانیابیدر این پژوهش از روش اعتبارسنجی متقابل برای ارزیابی روشها استفاده شد. این روش بر این اساس است که هر بار یک مقدار مشاهدهای حذف شده و برای آن از روی نقاط مجاور، مقداری برآورد میشود. سپس مقدار واقعی به محل قبلی برگردانده شده و برای تمامی نقاط شبکه این عمل تکرار میشود. در نهایت با توجه به مقادیر مشاهده شده و برآورد شده، دقت هر روش با توجه به معیارهای آماری مختلف محاسبه میشود. در این پژوهش از دو معیار مجذور میانگین مربعات خطا و میانگین انحراف خطا برای سنجش روشها استفاده شد. مجذور میانگین مربعات خطا معرف دقت و میانگین انحراف خطا معرف انحراف هر روش میباشد (کایدانی و دلبری، 1390).
3-8 RMSE=1ni=1nZ*xi-Zxi23-9 MBE=i=1n(Z*xi-Zxi)nکه در این روابط Z*(xi) برابر مقدار برآورد شده متغیر در نقطه xi، Z(xi) برابر مقدار مشاهده شده متغیر در نقطه xi و n تعداد نقاط مشاهدهای است.

شکل 3-7- اجزای مختلف نیمتغییرنمامدل استفاده شده برای نیمتغییرنما در میانیابی هدایت هیدرولیکی خاک نرمال شده در جدول 3-4 ارایه شده است. مقدار C/(C+C0) بیش از 75/0 برای مدل حالت مناسب می باشد که در این مدل این حالت اتفاق افتاده است. اجزای مختلف یک نیمتغییرنما در شکل 3-7 نشان داده شده است.
جدول 3-4- مشخصات مدلهای برازش داده شده به نیمتغییرنمای مربوط به هدایت هیدرولیکی خاک نرمال شدهردیف مدل شعاع تأثیر C C0 C/(C+C0)
1 کروی 4500 078/0 017/0 754/0
نیمتغییرنمای استفاده شده برای میانیابی هدایت هیدرولیکی خاک نرمال شده در شکل 3-8 ارایه شده است.

شکل 3-8- نیم تغییرنمای استفاده شده برای میانیابی هدایت هیدرولیکی خاک نرمال شدهجدول 3-5 مقادیر خطای مربوط به میانیابی در روش مذکور را نشان میدهد. بر مبنای دستورالعمل ارایه شده برای ابزار آنالیز زمینآماری، در قسمت خطاها مقادیر متوسط (MBE) و متوسط استاندارد شده برای یک میانیابی مناسب، باید به مقدار صفر و مقدار مجذور میانگین مربعات استاندارد شده باید به مقدار یک نزدیک باشد. همانطوری که از جدول 3-5 برمیآید، در میانیابی مشخصه هدایت هیدرولیکی نرمال شده به روش کریجینگ معمولی، این امر محقق شده است.
جدول 3-5- خطای مربوط به میانیابی با استفاده از روش کریجینگ برای هدایت هیدرولیکی نرمال شدهشاخص مربوط به خطا مقدار خطا
میانگین 001/0
مجذور میانگین مربعات 326/0
متوسط استاندارد شده 003/0
مجذور میانگین مربعات استاندارد شده 024/1
با توجه به کلاسبندی میکان (2010) مقادیری که به عنوان حدود آستانه برای اولویت بندی هدایت هیدرولیکی در پروژه حاضر به کار رفته است در جدول 3-6 ارایه شده است.
جدول 3-6- حدود آستانهای به کار رفته برای هدایت هیدرولیکیاولویت کلاس نرخ جریان آب (mm/hour) نرخ جریان آب (m/day)
1 1 (بسیار آهسته) 2 2 (آهسته) 1 – 5 024/0 – 12/0
3 3 (نسبتاً آهسته) 5 – 20 12/0 – 48/0
4 4 (متوسط) 20 – 60 48/0 – 44/1
5 5 (نسبتاً سریع) 60 – 125 44/1 – 3
6 6 (سریع) 125 – 250 3 – 6
7 7 (بسیار سریع) > 250 > 6
3-2-2- هدایت الکتریکیبدون استثنا کلیه خاکها محتوی مقداری نمک میباشند. نمکهای خاک در اثر نفوذ شسته و به اعماق پایینتر انتقال پیدا میکند. گرچه شوری بیش از حد برخی از خاکها عمدتاً به دلیل کیفیت سنگ مادر میباشد ولی در شور شدن خاکهای زراعتی اکثراً عوامل خارجی دیگر دخالت دارند. مجموعه این عوامل باعث تجمع نمک در لایه سطحی خاک میشود. از عوامل بسیار مهمی که در شور شدن خاکها مؤثر است، آبیاری غیر صحیح اراضی میباشد (علیزاده، 1376). در عین حال نامناسب بودن کیفیت آبهای زیرزمینی نیز میتواند منجر به شوری خاک شود؛ لذا آگاهی از کیفیت آب زیرزمینی امری ضروری است، چرا که هرگونه پایین رفتن سطح ایستابی میتواند منجر به پیشروی و بالا آمدن آب شور از نواحی مجاور، آب زیرزمینی و یا از دریا شود. در نتیجه با گذشت زمان اراضی با مشکلات ناشی از شوری مواجه خواهند شد. از پارامترهایی که در سنجش شوری کاربرد دارد هدایت الکتریکی می باشد. در طبقهبندی خاکهای شور به روش آزمایشگاه شوری خاک امریکا خاکهای با هدایت الکتریکی بیشتر از 4 میلیموس بر سانتیمتر به عنوان خاکهای شور و کمتر از 4 به عنوان خاکهای غیر شور شناخته میشوند. در پژوهش حاضر برای بررسی اولویت اجرای زهکشی زیرزمینی، از دادههای هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در محل چاهکهای مشاهدهای نشان داده شده در شکل 3-2 استفاده شده است.
در مورد این مشخصه نیز به منظور پهنهبندی در محدوده مورد مطالعه، در گام اول به بررسی نرمال بودن دادهها با آزمون کولموگوروف – اسمیرونوف اقدام شد. نتایج بررسی نرمال بودن این داده ها در جدول 3-7 ارایه شده است.
جدول 3-7- بررسی نرمال بودن دادههای هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک با آزمون کولموگوروف– اسمیرونوف در نرمافزار SPSSتعداد 163
میانگین 3804/2166
انحراف معیار 71936/1076
مشخصه معنیداری* (P-Value) 009/0
*مشخصه معنیداری بزرگتر از 05/0 بیانگر تبعیت دادهها از توزیع نرمال است.
با توجه به اینکه دادهها از توزیع نرمال تبعیت ننمودند، تبدیل لگاریتمی روی دادهها (رابطه 3-10) اعمال و مجدداً نرمال بودن دادهها مورد آزمون قرار گرفت (جدول 3-8).
3-10 EC(N)=Ln(EC)
جدول 3-8- بررسی نرمال بودن دادههای هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک تبدیل یافته با آزمون کولموگوروف– اسمیرونوف در نرمافزار SPSSتعداد 163
میانگین 57/7
انحراف معیار 48/0
مشخصه معنیداری* (P-Value) 95/0
*مشخصه معنیداری بزرگتر از 05/0 بیانگر تبعیت دادهها از توزیع نرمال است.
با توجه به جدول 3-8 مشخص میشود که دادههای هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک تبدیل یافته از توزیع نرمال تبعیت کردهاند.
تکنیک مورد استفاده برای میانیابی و به دست آوردن نقشه خطوط همتراز برای مقادیر هدایت الکتریکی عصاره اشباع نرمال شده نیز روش کریجنگ معمولی بود؛ مدل استفاده شده برای انجام میان یابی در جدول 3-9 ارایه شده است. مقدار C/(C+C0) در این مدل نیز بیش از 75/0 است که حاکی از مناسب بودن مدل میباشد. جدول 3-10 مربوط به مقادیر خطای میانیابی در روش مذکور است.
جدول 3-9- مشخصات مدلهای برازش داده شده به نیمتغییرنمای مربوط به هدایت الکتریکی عصاره اشباع نرمال شدهردیف مدل دامنه تأثیر C C0 C/(C+C0)
1 گوسی 4500 070/0 007/0 900/0
نیمتغییرنمای استفاده شده برای میانیابی هدایت الکتریکی عصاره اشباع نرمال شده در شکل 3-9 ارایه شده است.
جدول 3-10- خطای مربوط به میانیابی با استفاده از روش کریجینگ برای هدایت الکتریکی نرمال شدهشاخص مربوط به خطا مقدار خطا
میانگین 002/0
مجذور میانگین مربعات 097/0
متوسط استاندارد شده 005/0-
مجذور میانگین مربعات استاندارد شده 917/0

شکل 3-9- نیم تغییرنمای استفاده شده برای میانیابی هدایت الکتریکی عصاره اشباع نرمال شدهبا توجه به کلاسبندی ارایه شده توسط فیپس (2003)، مقادیری که به عنوان حدود آستانه برای اولویت بندی هدایت الکتریکی در پروژه حاضر به کار رفته است در جدول 3-11 ارایه شده است.
جدول 3-11- حدود آستانهای به کار رفته برای هدایت الکتریکیهدایت الکتریکی (میکروموس بر سانتیمتر) اولویت
250 > 5
750 – 250 4
2000 – 750 3
3000 – 2000 2
3000 3-2-3- فاصله سطح ایستابی از سطح زمین (عمق سطح ایستابی)در موقعیتهای اندازهگیری هدایت هیدرولیکی خاک، فاصله سطح ایستابی از سطح زمین نیز اندازهگیری شده است. در مورد این دادهها نیز آزمون کولموگوروف – اسمیرونوف برای بررسی نرمال بودن آنها در محیط نرمافزار IBM SPSS Statisitics 20 انجام شده است (جدول 3-12).
جدول 3-12- بررسی نرمال بودن دادههای فاصله سطح ایستابی از سطح زمین با آزمون کولموگوروف– اسمیرونوف در نرمافزار SPSSتعداد 138
میانگین 159
انحراف معیار 23/131
مشخصه معنیداری* (P-Value) 027/0
*مشخصه معنیداری بزرگتر از 05/0 بیانگر تبعیت دادهها از توزیع نرمال است.
با توجه به عدم تبعیت دادههای فاصله سطح ایستابی از سطح زمین از توزیع نرمال (جدول 3-12) از تبدیل باکس-کاکس (رابطه 3-11) برای نرمال کردن دادهها استفاده شد (جدول 3-11).
3-11DTGWTN=DTGWTλ-1λλ=0/5جدول 3-13- بررسی نرمال بودن دادههای فاصله سطح ایستابی از سطح زمین تبدیل شده با آزمون کولموگوروف– اسمیرونوف در نرمافزار SPSSتعداد 138
میانگین 02/21
انحراف معیار 34/10
مشخصه معنیداری* (P-Value) 679/0
*مشخصه معنیداری بزرگتر از 05/0 بیانگر تبعیت دادهها از توزیع نرمال است.
بر مبنای جدول 3-13 مشخص میشود که دادههای تبدیل یافته فاصله از سطح ایستابی از توزیع نرمال تبعیت نمودهاند.
تحقیق ساختار فضایی این مشخصه نیز همچون مشخصه هدایت هیدرولیکی در محیط نرمافزاری GIS با استفاده از تکنیک کریجینگ معمولی بود. مشخصات مدل برازش داده شده برای استخراج نیمتغییر نما در جدول 3-14 ارایه شده است. مقدار C/(C+C0) در این مورد نیز بیش از 75/0 است که بر مناسب بودن مدل دلالت دارد. جدول 3-15 مربوط به مقادیر خطای مربوط به میانیابی در روش مذکور است.
جدول 3-14- مشخصات مدلهای برازش داده شده به نیمتغییرنمای فاصله سطح ایستابی تا سطح زمین نرمال شدهردیف مدل دامنه تأثیر C0 C C/(C+C0)
1 کروی 6500 775/90 28 752/0
نیمتغییرنمای استفاده شده برای فاصله سطح ایستابی تا سطح زمین نرمال شده در شکل 3-10 ارایه شده است.

شکل 3-10- نیم تغییرنمای استفاده شده برای میانیابی فاصله سطح ایستابی تا سطح زمین نرمال شدهجدول 3-15- خطای مربوط به میانیابی با استفاده از روش کریجینگ برای دادههای فاصله تا سطح ایستابی نرمال شدهشاخص مربوط به خطا مقدار خطا
میانگین 0013/0
مجذور میانگین مربعات 75/10
متوسط استاندارد شده 0002/0-
جذر متوسط مربع استاندارد شده 045/1
کلاسبندی دادههای فاصله تا سطح ایستابی برای داشتن اولویت بالای زهکشی زیرزمینی، بر مبنای متوسط عمق ریشه گیاهان مختلف زراعی و باغی انجام شده است. بر این اساس جدول 3-16 مبنای کار قرار گرفته است. عمق ریشه تعدادی از گیاهان در جدول 3-17 ارایه شده است.
جدول 3-16- حدود آستانهای به کار رفته برای فاصله تا سطح ایستابی برای اولویتبندی زهکشیفاصله تا سطح ایستابی اولویت
5/0 – 0 1
1 – 5/0 2
5/1 – 1 3
2 – 5/1 4
2 جدول 3-17- عمق ریشه در گیاهان مختلف (فائو، 1998)
عمق ریشه (متر) گیاه ردیف
1 جو 1
1/1 مرکبات 2
7/0 کاکائو 3
1 نارگیل 4
9/0 قهوه 5
1 پنبه 6
8/0 فیبر 7
8/0 علوفه 8
5/0 بادام زمینی 9
9/0 ذرت 10
1 نخل 11
1 غلات و حبوبات 12
1 میوه های دیگر 13
5/0 ریشه های دیگر 14
5/0 چنار 15
4/0 سیب زمینی 16
6/0 حبوبات 17
5/0 برنج 18
1 کائوچو 19
1 کنجد 20
1 سورگوم 21
6/0 سویا 22
2/1 نیشکر 23
8/0 آفتابگردان 24
1 سیب زمینی شیرین 25
9/0 چای 26
7/0 تنباکو 27
4/0 سبزیجات 28
1 گندم 29
3-2-4- فاصله تا لایه نفوذ ناپذیرپس از بررسی دادههای فاصله تا لایه نفوذناپذیر، این نتیجه حاصل شد که در هیچ یک از نقاط، فاصله تا لایه نفوذ ناپذیر کمتر از 330 سانتیمتر نبوده است. بنابراین فاصله تا لایه نفوذ ناپذیر به عنوان محدودیت در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز محسوب نمیشود. در نتیجه در مطالعه حاضر این مشخصه در بررسی اولویت زهکشی لحاظ نشده است.
3-3- تعیین اولویتهااثر متقابل و همزمان مشخصههای هدایت هیدرولیکی خاک، هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک و فاصله سطح ایستابی از سطح زمین روی اولویت زهکشی در جدول 3-18 مشخص شده است.
این جدول از ترکیب جدولهای 3-6، 3-11 و 3-16 حاصل شده است. با استفاده از اطلاعات جدول مذکور، تلفیق لایهها در محیط نرمافزاری Arc GIS انجام شد. به این صورت که در ابتدا نقشه پهنهبندی بر اساس اولویتهای مشخص شده برای هدایت هیدرولیکی، هدایت الکتریکی عصاره اشباع و فاصله تا سطح ایستابی (عمق سطح ایستابی) رسم شدند. در ادامه این نقشهها با همدیگر همپوشانی داده شدند. نتایج تلفیق لایهها به صورت نقشه و نیز جدول اطلاعاتی به دست آمد که در فصل 4 ارایه خواهند شد.
جدول 3-18- ترکیب مشخصههای مختلف برای تعیین زیراولویتهای اجرای زهکشی زیرزمینیهدایت هیدرولیکی (متر بر روز) هدایت الکتریکی (میکروموس بر سانتیمتر) فاصله تا سطح ایستابی (متر) زیر اولویت اولویت اصلی
48/0 2000 – 750 2-1 750 – 250 3-1 48/0 2000 – 750 2-2 750 – 250 3-2 250 > 4-2 48/0 2000 – 750 2-3 750 – 250 3-3 250 > 4-3 48/0 2000 – 750 2-4 750 – 250 3-4 250 > 4-4 با توجه به این مطلب که در زهکشی زیرزمینی اولین هدف خارج کردن آب مازاد میباشد مشخصه اصلی در اولویت بندی در جدول ذیل، فاصله تا سطح ایستابی در نظر گرفته شده است. در ادامه برای مشخص کردن زیراولویتها برای اولویتهای اصلی (مشخصه فاصله از سطح ایستابی)، مشخصه هدایت الکتریکی مد نظر قرار گرفت؛ به این ترتیب که 3 زیراولویت برای اولویت اصلی شماره1 و 4 زیراولویت برای سایر اولویتهای اصلی (2، 3 و 4) مشخص شد. در محدوده آبگیر در پروژه حاضر هدایت هیدرولیکی بزرگتر از 48/0 متر بر روز است که در آنها حرکت آب با سرعت مناسبی انجام میشود؛ لذا همه آنها در یک گروه واقع شدهاند.
-107950-19812000
فصل 4
نتايج و بحث
4-1- هدایت هیدرولیکی خاکشکل 4-1 خطوط هماندازه برای مقادیر هدایت هیدرولیکی را نشان میدهد. با استفاده از این شکل محدودههای واقع در گروههای یکسان به لحاظ هدایت هیدرولیکی، استخراج شده است (شکل 4-2). با توجه به این شکل مشخص میشود که در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز تنها هدایت هیدرولیکی بزرگتر از 48/0 متر بر روز واقع شده است. اطلاعات استخراج شده از این شکل بیانگر این مطلب است که کلاس 5 هدایت هیدرولیکی (3 > K > 44/1)، با حدود 13000 هکتار (69 درصد) بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. کلاس بعدی، کلاس 6 (6 > K > 3) میباشد که 25 % اراضی در این گروه واقع شدهاند. کلاسهای 4 (44/1 > K > 48/0) و 7 (K > 6) با مساحت حدود (به ترتیب) تنها 5 و 17/0 درصد کمترین مساحتها را دارا هستند.

شکل 4-1- خطوط همهدایت هیدرولیکی در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز
شکل 4-2- محدودههای با هدایت هیدرولیکی یکسان در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرزجدول 4-1- مساحت مربوط به محدودههای با هدایت هیدرولیکی یکسانمساحت (درصد) مساحت (هکتار) کلاس هدایت هیدرولیکی (متر بر روز)
11/5 04/965 4 (44/1 > K > 48/0)
37/69 49/13095 5 (3 > K > 44/1)
35/25 17/4785 6 (6 > K > 3)
17/0 91/31 7 (K > 6)
00/100 61/18877 جمع
با مراجعه به شکل 4-2 مشخص می شود که در پراکنش گروههای مختلف هدایت هیدرولیکی، فراوانی کلاس 4 (44/1 > K > 48/0) بیشتر در نواحی ساحلی بوده و با فاصله گرفتن از ساحل کلاسهای 5 (3 > K > 44/1) و 6 (6 > K > 3) بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادهاند. پراکندگی کلاس 5 تقریباً در کل محدوده مشاهده میشود و پراکندگی کلاس 6 بیشتر در نواحی مرکزی محدوده است. کلاس 7 (K > 6) که کمترین سهم را به خود اختصاص داده است تنها در ناحیه مرکزی در مجاورت رودخانه سیاهرود مشاهده شده است. در مجموع از شکل موصوف این نتیجه حاصل میشود که در نواحی ساحلی برای اجرای سیستمهای زهکشی زیرزمینی با توجه به کمتر بودن هدایت هیدرولیکی باید تمهیدات بیشتری را در نظر گرفت.
4-2- هدایت الکتریکیپس از انجام مراحل مختلف میانیابی که در فصل 3 به آن پرداخته شد، خطوط هم هدایت الکتریکی (همEC) برای مقادیر مختلف هدایت الکتریکی، روی محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز ترسیم شد (شکل 4-3). با استفاده از این شکل و تبدیل خطوط به سطوح در محیط نرمافزار ArcGIS نقشه مربوط به محدودههای (سطحهای) با EC یکسان در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز استخراج شد (شکل 4-4). گزارش مربوط به مقدار سطحهای مربوط به کلاسهای مختلف در جدول 4-2 ارایه شده است. با توجه به جدول، مشخص است که کلاس 2 (750 > EC > 250) با مساحتی در حدود 12342 هکتار (معادل با 65 درصد) از کل مساحت اراضی، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. بعد از کلاس 2، به ترتیب کلاسهای 3 (2000 > EC > 750)، 4 (3000 > EC > 2000) و 1 (250 > EC) بیشترین مساحتها را در اختیار دارند.
با بررسی پراکندگی هدایت الکتریکی در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز مشخص شد که روند افزایشی در این مشخصه از شرق در مجاورت رودخانه سیاهرود به سمت غرب در کنار رودخانه تالار وجود دارد. کمترین هدایت الکتریکی در مجاورت رودخانه سیاهرود در ناحیه مرکزی محدوده و بیشترین هدایت الکتریکی در ناحیه غربی محدوده وجود داشته است (شکل 4-4). با توجه به این مطلب که یکی از اهداف اصلی زهکشی رفع مشکل شوری میباشد، اجرای سیستمهای زهکشی زیرزمینی در نواحی غربی محدوده آبگیر اراضی که در بالا به آن اشاره شد، اولویت بیشتری خواهد داشت.
جدول 4-2- مساحت مربوط به محدودههای با هدایت الکتریکی یکسانمساحت (درصد) مساحت (هکتار) کلاس EC هدایت الکتریکی (میکروموس بر سانتیمتر)
58/2 94/486 1 (عالی) 250 >
38/65 15/12342 2 (خوب) 750 – 250
82/19 72/3740 3 (مجاز) 2000 – 750
22/12 78/2307 4 (مشکوک) 3000 – 2000
00/100 61/18877 جمع

شکل 4-3- خطوط همهدایت الکتریکی در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز
شکل 4-4- محدودههای با هدایت الکتریکی یکسان در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز4-3- فاصله تا سطح ایستابی (عمق سطح ایستابی)نتایج حاصل از میانیابی دادههای فاصله از سطح ایستابی بین نقاط مشاهدهای در شکل 4-5 آورده شده است. در عین حال شکل 4-6 سطحهای دارای فاصله تا سطح ایستابی یکسان در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز را نشان میدهد. اطلاعات مربوط به سهم گروههای مختلف فاصله تا سطح ایستابی در جدول 4-3 ارایه شده است. بر مبنای این جدول مشخص میشود که کلاس 2 فاصله از سطح ایستابی (1-5/0) با در اختیار داشتن سطحی در حدود 8600 هکتار (معادل 45 درصد) بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. بعد از این کلاس، به ترتیب کلاسهای 5 (D > 2)، 3 (5/1 > D > 1)، 4 (2 > D > 5/1) و 1 (5/0 > D > 1) واقع شدهاند.
جدول 4-3- مساحت مربوط به محدودههای با فاصله از سطح ایستابی یکسانمساحت (درصد) مساحت (هکتار) فاصله از سطح ایستابی
89/8 76/1678 5/0 – 0
75/45 00/8637 1 – 5/0
16/13 80/2483 5/1 – 1
73/11 30/2214 2 – 5/1
47/20 75/3863 2 00/100 61/18877 جمع
با مراجعه به شکل 4-6 مشاهده میشود که کمترین فاصله از سطح ایستابی بیشتر در نواحی ساحلی دریای خزر مشاهده شده است. روند کلی افزایش سطح ایستابی نیز مسیر شمال به جنوب می باشد. البته در جنوبیترین قسمت محدوده آبگیر اراضی یک کاهش در فاصله تا سطح ایستابی مشاهده شده است؛ لذا به طور کلی برای اجرای سیستمهای زهکشی نواحی نزدیک به ساحل دریای خزر اولویت بیشتری را خواهند داشت. تعیین محل دقیقتر اجرای این سیستمها با در نظر گرفتن دیگر عوامل که پیشتر به آنها اشاره شد امکانپذیر خواهد بود. در ادامه به این امر پرداخته شده است.

شکل 4-5- خطوط هم اندازه برای فاصله از سطح ایستابی در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز
شکل 4-6- محدودههای با فاصله از سطح ایستابی یکسان در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرز4-4- اولویتبندی اجرای پروژههای زهکشی زیرزمینینقشه اولویتبندی اجرای پروژههای زهکشی زیرزمینی بر مبنای چگونگی تأثیر عوامل مختلف (جدول 3-18) در شکل 4-4 ارایه شده است. مساحت آن دسته از اراضی که بیشترین نیاز به اجرای زهکشی در آنها وجود دارد (اولویت 1)، حدود 1680 هکتار (89/8 %) میباشد. بر مبنای بررسیهای به عمل آمده اولویت دوم دارای مساحت حدود 8640 هکتار (75/45 %) میباشد. اولویتهای 3 و 4 به ترتیب دارای مساحتهای حدود 2480 هکتار (16/13%) و 6080 هکتار (20/32 %) هستند. در بین زیراولویتها، زیراولویت 3-2 با سهم 31/33 % بیشترین مساحت (حدود 6290 هکتار) را به خود اختصاص داده و بعد از آن زیراولویتهای 3-4 و 2-4 واقع شدهاند (جدول 4-4 و شکل 4-7).

شکل 4-7- محدودههای با اولویت اجرای زهکش زیرزمینی یکسان در محدوده آبگیر اراضی در پروژه البرزجدول 4-4- مساحت مربوط به محدودههای دارای اولویت یکسان برای اجرای زهکش زیرزمینیجمع مساحت (درصد) مساحت (درصد) جمع مساحت (هکتار) مساحت (هکتار) فاصله از سطح ایستابی
(متر) هدایت الکتریکی (میکروزیمنس بر متر) هدایت هیدرولیکی
(متر بر روز) کد روی نقشه شماره اولویت
8.89 85/3 1678.76 18/727 5/0 – 0 3000 – 2000 48/0 67/1 80/314 2000 – 750 A-2 2-1
37/3 78/636 750 – 250 A-3 3-1
45.75 60/6 8637.00 45/1245 1 – 5/0 3000 – 2000 B-1 1-2
75/5 14/1085 2000 – 750 B-2 2-2
31/33 36/6287 750 – 250 B-3 3-2
10/0 05/19 250 > EC B-4 4-2
13.16 88/0 2483.80 26/165 5/1 – 1 3000 – 2000 C-1 1-3

برچسب: شمارهاولویت¬بندی,زیرزمینی, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 23:01

صفحه بندی